close
چت روم
لقمه گلو گیر
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 1016
کل نظرات : 44

بازديد امروز : 33 نفر
بارديد ديروز : 0 نفر
بازديد هفته : 39 نفر
بازديد ماه : 91 نفر
بازديد سال : 795 نفر
بازديد کلي : 30,605 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب پربازديد
داستان سيندرل بازديد : 187
سیرک بازديد : 163
کیسه میوه بازديد : 147
میکل آنژ بازديد : 117
نظرسنجي
نظرت در مورد بلاگ چیه؟




کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ
بلاگغ

سلام از این که به بلاگ من امدید متشکرم.این بلاگ درحال بروز رسانی هست انشالله تا اخر های رمضان نصف این بلاگ را کامل میکنم 

من در این بلاگ هدفم سر گرمی دوستان بود و در این بلاگ اس ام اس و داستان های بیشتری میزارم

سابقاً در میان اهل طریقت این اعتماد وجود داشت که لقمه حرام و شبهه ناک از گلوی مردان خاص خدا قاطبتاً پایین نمی رود در گلو گیر می کند و موجب زحمت و دشواری می شود.

در عصر حاضر از این عبارت که به صورت ضرب المثل درآمده است غالباً معانی مجازی و مفاهیم ملی و سیاسی آن مورد نظر و استشهاد است چنان که فی المثل می گویند: "ایران لقمه گلوگیری است که هیچ هاضمه ای نمی تواند آن را هضم و بلع کند."

خلاصه این گونه لقمه ها را از باب تمثیل لقمه گلوگیر گویند که ریشه تاریخی آن به این شرح آمده است:

ریشه و علت تسمیه عبارت مثلی لقمه گلوگیر را به حوادث و وقایع چندی مرتبط می دانند که چهار مورد آن قابل ذکر است و از این چهار مورد البته مورد اول را بیشتر قابل توجه و اعتنا می دانند.

1. حارث محاسبی (وفات 243 هجری در بغداد) از بزرگان متصوفه و علمای مشایخ و پیشوای طریقت محاسبیان از صوفیه است.

در شرح حال و کرامات و ریاضت هایش مطالب بسیار نوشته اند که از جمله چهل سال روز و شب پشت به دیوار و جز به دو زانو ننشست. پرسیدند که:"قبول تحمل این همه رنج و تعب برای چیست؟"

جواب دادم:"شرم دارم که به هنگام مشاهده در پیشگاه حضرت رب الاربا بنده وار ننشینم." چون در محاسبه مبالغی تمام داشت به لقب محاسبی ملقب گردید.

روزی حارث نزد قطب اعظم و سید الطایفه جنید بغدادی رفت. جنید در ناصیه حارث آثار گرسنگی دید و تقاضا کرد طعامی برایش حاضر کنند. حارث پذیرفت و جنید به خانه رفت و غذای مأکولی که شبانه از مجلس عروسی یکی از بستگان و نزدیکان آورده بودند مختصری پیش حارث نهاد. چون حارث دست به طعام برد انگشت دست راستش کشیده شد و به زحمت لقمه ای در دهان نهاد ولی هر چه تلاش کرد لقمه در گلوگیر کرد و فرو نمی رفت. ناگزیر لقمه را از دهان بیرون افکند و خواست از خانه بیرون رود که جنید بغدادی جلویش را گرفت و علت را جویا شد. حارث گفت:"آن طعام از کجا بود؟" جنید گفت:"از خانه خویشاوندی."

حارث گفت:"مرا با خدای عزوجل نشانی است که لقمه مشکوک و شبهه آمیز در گلویم گیر می کند و پایین نمی رود."

جنید گوید خواهش کردم روز بعد به خانه ام آمد پاره ای نان خشک آوردم، بخورد و لذت فراوان برد. آن گاه گفت:"چیزی که پیش درویشان آری، چنین آر."

درباره : مثل ها حروف...ل... ,
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 15
[ شنبه 28 تير 1393 ] [ 21:32 ] [ یوسف طناور ]
مطالب مرتبط
آخرين مطالب ارسالي
اس ام اس های خنده دار و بامزه پ نه پ و د نه د تاريخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1396
اس ام اس عاشقانه سری77 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری76 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری75 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری74 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری73 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری72 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری71 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری70 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
hh



.: Weblog Themes By roztemp :.

درباره وبلاگ

اس ام اس عاشقانه طنز جوک با حال داستان های جدید قدیمی
موضوعات
اس ام اس
مناسبتهای مذهبی
عکس
دهستان سورک
داستان های کوتاه
داستانها منشا ضرب المثل ها
جست و جو

رزتمپ