close
چت روم
ضرب المثل ها,مثل های زیبا,مثل های قدیمی,داستان مثل ها..
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 1016
کل نظرات : 44

بازديد امروز : 30 نفر
بارديد ديروز : 0 نفر
بازديد هفته : 36 نفر
بازديد ماه : 88 نفر
بازديد سال : 792 نفر
بازديد کلي : 30,602 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب پربازديد
داستان سيندرل بازديد : 187
سیرک بازديد : 163
کیسه میوه بازديد : 147
میکل آنژ بازديد : 117
نظرسنجي
نظرت در مورد بلاگ چیه؟




کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ
بلاگغ

سلام از این که به بلاگ من امدید متشکرم.این بلاگ درحال بروز رسانی هست انشالله تا اخر های رمضان نصف این بلاگ را کامل میکنم 

من در این بلاگ هدفم سر گرمی دوستان بود و در این بلاگ اس ام اس و داستان های بیشتری میزارم

هنگامی كه یك نفر گرفتار مصیبتی شده و روی ندانم كاری مصیبت تازه‌ای هم برای خودش فراهم می‌كند این مثل را می‌گویند. یك قوزی بود كه خیلی غصه می‌خورد چرا قوز دارد؟ یك شب مهتابی از خواب بیدار شد خیال كرد سحر شده، بلند شد رفت حمام. از سر تون حمام كه رد شد صدای ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نكرد و رفت تو. سر بینه كه داشت لخت می‌شد حمامی را خوب نگاه نكرد و ملتفت نشد كه سر بینه نشسته.

وارد گرمخانه كه شد دید جماعتی بزن و بكوب دارند و مثل اینكه عروسی داشته باشند می‌زنند و می‌رقصند. او هم بنا كرد به آواز خواندن و رقصیدن و خوشحالی كردن. درضمن اینكه می‌رقصید دید پاهای آنها سم دارد. آن وقت بود فهمید كه آنها از ما بهتران هستند. اگرچه خیلی ترسید اما خودش را به خدا سپرد و به روی آنها هم نیاورد.

از ما بهتران هم كه داشتند می‌زدند و می‌رقصیدند فهمیدند كه او از خودشان نیست ولی از رفتارش خوششان آمد و قوزش را برداشتند. فردا رفیقش كه او هم قوزی بود از او پرسید: "تو چكار كردی كه قوزت صاف شد؟" او هم ماوقع آن شب را تعریف كرد. چند شب بعد رفیقش رفت حمام. دید باز حضرات آنجا جمع شده‌اند خیال كرد كه همین كه برقصد از ما بهتران خوششان می‌آید. وقتی كه او شروع كرد به رقصیدن و آواز خواندن و خوشحالی كردن، از ما بهتران كه آن شب عزادار بودند اوقاتشان تلخ شد. قوز آن بابا را آوردند گذاشتند بالای قوزش آن وقت بود كه فهمید كار بی‌مورد كرده، گفت: "ای وای دیدی كه چه به روزم شد ـ قوزی بالای قوزم شد!"

مضمون این تمثیل را شاعری به نظم آورده است و در قالب مثنوی ساده‌ای گنجانده است كه این قطعه را آقای احمد نوروزی در اختیار ما گذاشته‌اند و نقل آن را در اینجا خالی از فایده نمی‌دانم با این توضیح كه آقای نوروزی نام سراینده آن را نمی‌دانستند و ما هم نتوانستیم نام سراینده را پیدا كنیم وگرنه ذكر نام وی در اینجا ضروری بود.

شبی گوژپشتی به حمام شد

عروسی جن دید و گلفام شد

.

برقصید و خندید و خنداندشان

به شادی به نام نكو خواندشان

.

ورا جنیان دوست پنداشتند

زپشت وی آن گوژ برداشتند

.

دگر گوژپشتی چو این را شنید

شبی سوی حمام جنی دوید

.

در آن شب عزیزی زجن مرده بود

كه هریك زاهلش دل افسرده بود

.

در آن بزم ماتم كه بد جای غم

نهاد آن نگونبخت شادان قدم

.

ندانسته رقصید دارای قوز

نهادند قوزیش بالای قوز

.

خردمند هر كار برجا كند

خر است آنكه هر كار هر جا كند

درباره : مثل ها حروف...ق... ,
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب ها : قوز بالاقوز ,
بازديد : 13
[ یکشنبه 29 تير 1393 ] [ 18:2 ] [ یوسف طناور ]
مطالب مرتبط
آخرين مطالب ارسالي
اس ام اس های خنده دار و بامزه پ نه پ و د نه د تاريخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1396
اس ام اس عاشقانه سری77 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری76 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری75 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری74 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری73 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری72 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری71 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
اس ام اس عاشقانه سری70 تاريخ : جمعه 26 شهریور 1395
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
hh



.: Weblog Themes By roztemp :.

درباره وبلاگ

اس ام اس عاشقانه طنز جوک با حال داستان های جدید قدیمی
موضوعات
اس ام اس
مناسبتهای مذهبی
عکس
دهستان سورک
داستان های کوتاه
داستانها منشا ضرب المثل ها
جست و جو

رزتمپ